اردو طبیعت گردی
کودکی مرحله اثرات دیرپاست…
دورانی که خوب یا بد بر همه عمر سایه میافکند. این دوران تاثیرگذار، امروزه محور پیشرفت برای هر ملتی است که قصد توسعه واقعی داشته باشد و تلاش میشود که این مرحله سرنوشتسازِ زندگی، هرچه پربارتر شود.
حضور در طبیعت و محیط باز، بستر مناسبی برای توانا شدن کودک و تحقق همه استعدادهای حسی، حرکتی، عاطفی و شناختی آن ها میپروراند که در رشد خلاقیت، قدرت تخیل، مهارتهای اجتماعی و تعامل با دیگران، تاثیرات بسیار زیادی دارد.
ارتباط با طبیعت به کودکان قدرت میدهد تا یادگیرندهای بیپروا باشند؛ مسائل را درست حل کنند و در زندگی، روشهای پرشور را بر گزینند؛ قدرتی که آن ها را بیباک به سمت تجربههای جدید سوق میدهد تا به جای رفتار های مکانیکی و غریزی، جستوگر و پرسشگر باشند.
کودکان در سنین حدود 3 تا 12 سال نسبت به عناصر مختلف تشکیلدهنده طبیعت و بخصوص قسمتهای متحول و متحرک آن، یعنی گیاهان، جانوران، آب جاری، ابر، باد و امثال آن توجه ذاتی دارند. این گرایش گرچه گنگ و مبهم است اما جنبههای منفی و مثبت دارد و بسته به اینکه عناصر مختلف طبیعت در این سنین چگونه تجربه شود بر دیدگاه و تمایلات کودکان در آیندهی بزرگسالیشان به طور پایدار تاثیر خواهد گذاشت (کلرت و ویلسون ،1993؛ ویلسون،1986). این تمایلات از عشق وعلاقهی شدید تا ترس و نفرت میتواند متغیر باشد لذا اهمیت نحوه تجربه شدن طبیعت در این دوره حیاتی بهخوبی روشن است و مربیان، والدین و نهادهای آموزشی، در فراهمآوری مناسب این تجربه به گونهای که فرد در آینده شهروند علاقمند و متعهد به حفظ میراثهای طبیعی و محیطزیست خود باشند، دارای نقشی سرنوشتساز هستند. از آنجا که تمایلات کودکانه ذاتی است و در تعامل بیواسطه با طبیعتِ پیرامون، تکوین مییابد، کودکان در سنین 3 تا 12 سال بیش از آنکه به آموزش مستقیم مفاهیم محیطزیست نیاز داشته باشد نیازمند تجربه کردن و یادگیری در محیط طبیعی پیرامون خودشان است.
برگرفته شده از کتاب کودک و طبیعت – نوشته پیتر کان و استفن کلرت – انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد



































